زمستان

...

نه از رومم ،نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در،بگشای،دلتنگم

تگرگی نیست،مرگی نیست

حریفا ! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان ست

...

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر،درها بسته،سرها در گریبان،دست ها پنهان

نفسها ابر ،دلها خسته و غمگین

درختان اسکلت های بلور آجین

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان ست.

                                  تهران دی ۱۳۳۴

 

بالاخره خیابونای مشهد هم یه خورده برف رو تنشون دیدن....

البته این مشهد نیستا!!!!!!گفتم سوءتفاهم نشهآدرس عکس