دمی با زمستان مهدی اخوان ثالث
زمستان
...
نه از رومم ،نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در،بگشای،دلتنگم
تگرگی نیست،مرگی نیست
حریفا ! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان ست
...
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر،درها بسته،سرها در گریبان،دست ها پنهان
نفسها ابر ،دلها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان ست.
تهران دی ۱۳۳۴
بالاخره خیابونای مشهد هم یه خورده برف رو تنشون دیدن....
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۰ ب.ظ توسط فاطمه
|
