درد دل

 

"...بنده باید اذعان کنم که هرچند روی کرمان کار کرده ام،اما بهترین رساله را در باب "شیخیه کرمان "هانری کربن فرانسوی و بهترین رساله را درباره ی "منصور حلاج" لویی ماسین یون...وجالب تر از همه اینها آنکه دوست همسفر من  در مکه،زیباترین و صحیح ترین قرآن را در بازار ابوسفیان و کوچه عبدالله بن زبیردر کنار صفا و مروه و پشت خانه خدا به 50ریال سعودی خرید و بعد معلوم شد که آن قرآن چاپ برلین است"

دکتر باستانی پاریزی

 از کتاب" شخصیت و اندیشه دکتر علی شریعتی" نوشته جعفر سعیدی

بشکن

 

 بگذار ز گيتي اثري زانكه در آفاق ،تا چشم بهم بر زني از ما خبري نيست ....

سلام

دلم کلی تنگ شده بود واسه ماه رمضون،واسه دعاهاش،واسه گریه هاش،واسه آرزوهای تموم نشدنیم....واسه خودم....

امروز زهره بهم دوتا پیام داد که بدجوری بهمم ریخت.....پیاماش پیام شوخی بود ولی نمیدونم چرا یه دفه اینقد دلم گرفت.....

نوشته بود:خدایا گناهانم را نادیده بگیر،همانگونه که دعاهایم را نشنیده میگیری....

دومیشم این بو:سبو بشکست و دل بشکست و جام باده هم بشکست....خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه،بشکن......

نمیدونم احتمالا من دوباره زیادی جدی گرفتم....

راستی شعر کامل ترش اینه......

سبو بشکست و

دل بشکست و

جام باده هم بشکست

خدایا در سرای ما چه بشکن بشکن است امشب

رفیقان خمره بشکستند و

ما هم توبه بشکستیم

تو هم اهل دلی بشکن

که بشکن بشکن است امشب....