دمي با صالح علاء


امشب تمام عاشقان را دست به سر كن
يك امشبي با من بمان، با من سحر كن
بشكن سر من كاسه ها و كوزه ها را
كج كن كلاه ، ابرو كمان، مطرب خبر كن
گل هاي شمعداني همه شكل تو هستند
رنگين كمان را بر سر زلف تو بستند...

خرافات

وما بيدار ميشويم تا زيبايي دنياي واقعي خداوند را به چشم هاي ديگر ببينيم وبا گوش هاي تازه بشنويم...
چه نيرو وپتانسيلي در بعضي افراد باعث شده كه آنها جهان و ديدگاه ما به جهان را متحول كنند؟!
چرا برخي چنين انگيزه اي براي ساخت جهان دارند؟!
موجودات زنده در طول زندگي با خطرات زيادي مواجه ميشوند كه راه مقابله با آنها به دو صورت است:
1.مقابله طبيعي:مثلا درلاك خود فرو مي روند يا رنگ عوض ميكنند.
2.مقابله غير طبيعي:مثلا فرار ميكنند.
تنها انسان در مقابله با دشمن ايستادگي كرد.زماني كه انسان در برابر دشمن فرار نكرد دانست كه ميتواند چالش هاي بيروني رابه درون خود بكشاند وراجع به آن فكر كند.
مثلا براي مدت هاي طولاني گاو خطري جدي براي انسان محسوب مي شد ولي هنگامي كه انسان راجع به آن فكر كرد توانست گاو را رام كند و به گاوداري هاي بزرگ دست يافت.
پس اولين لحظه متمدن شدن انسان همان لحظه ست كه ديگر از دشمن فرار نكرد و چالش را به درونش كشاند.
آنگاه بود كه متوجه شد اگر آتش ميتواند به دشمن صدمه بزند واو را بسوزاند پس مي تواند غذا را هم بپزد‎‎‏‏ٌ‎ْ.يا اگر از چوب مي توان نيزه ساخت و به دشمن حمله كرد پس ميتوان با آن سايبان و خانه هم ساخت.
در انسان تفكر مقدمه ساختن است.آگاهي مقدمه عمل است.به ميزاني كه درست آگاه باشيم توانمند مي شويم.
آگاهي = توانايي
حال اگر ويروسي وجود داشته باشد كه بتواند كانون هاي مغزي انسان را مختل كند ميتواند بزرگترين و خطرناكترين دشمن انسان محسوب شود.دشمني كه به انسانيت انسان ضربه ميزند و اورا از هدف بزرگ خالق كه همانا تفكر است باز مي دارد.
خرافات قديمي ترين و پرقدرت ترين دشمن انسان است.تفكيك آگاهي از خرافات بسيار سخت است زيراهر دو راه ورود يكساني دارندو نميتون تشخيص داد كدام دانش است و كدام خرافات...
خرافه راه فرار است و راه مقابله با آن انجام تحقيقات و افزودن دانش است.
پنجشنبه5خرداد90
جلسه دكتر عظيمي