دلتنگي آنتوان...

 
اگر كسي گلي را دوست داشته باشد كه تو كرورها و كرورها ستاره فقط يك دانه ازش هست براي احساس خوشبختي همين قدر بس است‎‎‏‏ كه نگاهي به آن همه ستاره بيندازد و با خودش بگويد: گل من يك جايي ميان آن ستاره هاست... اما اگر بره گل را بخورد برايش مثل اينست كه يكهو تمام آن ستاره ها پِتي كنند و خاموش بشوند.يعني اين هم هيچ اهميتي ندارد...؟

امروز خيلي خوشحالم به خاطر تمام چيزهاي قشنگي كه خداي مهربون اجازه تجربه كردنشو بهم داده...

خداي مهربون من‏‏ًٌُ شكرت به خاطر تمام قشنگي هاي دنياي قشنگت كه به من هديه دادي اميدوارم لياقت اين هديه خوبو داشته باشم...

 

فال امشب


به ملازمان سلطان که رساند این دعا را               که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم                  مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت                  ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی                    تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی         به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی          دل و جان فدای رویت بنما عذار مارا
به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز           که دعای صبحگاهی اثری کند شما را
......................................................................................................................

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم

خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم

دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم