درخت بید
سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پره ز درد...
مثله درخت بیدکی تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یه اسیر...

کاش یکی پیدا میشد منو یه مسافرت می برد.......
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱:۱۸ ق.ظ توسط فاطمه